الفيض الكاشاني
487
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
رهرو راه خدا نياز ندارد كه از ديگرى بشنود ، و كسى كه اين راه را نمىپيمايد از شنيدن آن سود نمىبرد ، بلكه گاه از آن زيان مىبرد ، چون موجب وحشت او مىشود از آن نظر كه چيزى را مىشنود كه نمىتواند درك كند ؛ ولى در نقل آن فايدهاى است و آن رهانيدن مغرور از غرورى است كه بدان گرفتار شده ، زيرا گاه تصديق مىكند كه كار بزرگتر از آن است كه وى در ذهن و خيال قاصر خود و مجادلهء به ظاهر آراستهاش مىپندارد . همچنين مكاشفاتى را كه اولياى خدا از آن خبر دادهاند تصديق مىكند ، و هر كس سخت دچار غرور باشد ممكن است در تكذيب آنچه در حال حاضر مىشنود پافشارى كند ، چنان كه آنچه را پيش از اين مىشنيد تكذيب مىكرد و اللّه اعلم . صنف چهارم ، مالداران هستند ( 1 ) و فريب خوردگان آن گروه بسيارند . گروهى در ساختن مسجد و مدرسه و كاروانسرا و پل و آنچه در معرض ديد تمام مردم است حرص مىورزند و نام خود را بر روى آنها در آجر مىنويسند تا يادشان جاويد بماند و پس از مرگ اثرشان باقى بماند . آنها مىپندارند كه با اين كار مستحقّ آمرزش مىشوند در حالى كه به دو دليل فريب خوردهاند : يكى اين كه آن بناها را از اموالى مىسازند كه از ستم و غارت و رشوه و راههاى ممنوع به دست آوردهاند و در آن خدا را به خشم آورده و در انفاق آن خود را در معرض غضب خدا قرار دادهاند و بر آنها واجب بود كه آن مالها را از راههاى حلال به دست آورند و چون از راه حرام به دست آوردند بر آنها لازم بود كه توبه كرده و به خدا برگردند و عين آن مالها يا عوضش را در صورت ناتوانى از تحويل عين به صاحبانش برگردانند و اگر نمىتوانند به مالكان اموال برگردانند واجب بود به وارثان آنها برگرداند ، و اگر از مظلوم وارثى نمانده است واجب است آن را در مصالحى كه مهمتر است صرف كنند ، و بسا كه مهمتر اين باشد كه در ميان مساكين تقسيم كنند ، در حالى كه آنها از ترس آشكار شدن عيبشان بر مردم ، مالها را ميان مساكين تقسيم نمىكنند ، از اين رو ساختمانهاى آجرى مىسازند و هدفشان رياكارى و